پرچم و درفش در ایران باستان

▪ فروردین دیشت، بند ۳۷
پس اهورا مزدا گفت : اگر مردمان بهرام اهورا آفریده را آنچنان که شاید نثار پیش آورند و ستایش و نیایشی که در خور اوست برابر بهترین راستی به جای آورند، هر آینه به ممالکت ایران لشکریان دشمن درون نشوند. نه سیل نه گری، نه زهر، نه گرودنه های لشکر دشمن و نه بیرقهای بر افراشته.


▪ مهر دیشت، بند ۴۸
همچنین در گرشاسب نامه اسدی توسی داریم که هنگامی که ضحاک از بابل به زابل آمد، در میهمانی باشکوهی گرشاسب را میبیند و او را دلاوری شایسته و بزرگ می شمارد. از پیرامون هنرهای رزمی و دلیری گرشاسب می شنود و وی را به کشتن اژدهای ستبر و نیرومندی که در شکاف کوه نشیمن گرفته و هراس پدید آورده است گسیل می دارد.


گرشاسب در نبردی سهمگین اژدها را از پای در می آورد و ضحاک او را جهان پهلوان می خواند و برای ارج نهادن به کوششهای وی دستور می دهد که درفش ویژه ای برای جهان پهلوان آماده کنند که نماد دلیری و شیردلی گرشاسب و هم نشان کشتن اژده ها باشد.


بفرمود کامروز دل شاد کام
از آن کاژدها کشت و شیری نمود
به زیر درفش، اژدهای سیاه
جهان پلوانی مر او را سپرد
همه یاد گرشاسب گیرید جام
درفشی چنان ساخت کز هر دو بود
زبر، شیر زرین و برش سر ماه
وز آنجای لشکر سوی هند برد

/ 1 نظر / 4 بازدید