تخت جمشید نگین امپراتوری پارس
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: ایران شناسی ، مقالات تاریخی

Image
ایران یکی از قدیمی ترین مکان هایی است که هنر معماری و شهرسازی را آغاز کرد. آثار معماری که در ایران بنا شده دارای یک وجه مشترک است و آن اینکه تداعی کننده روح ملی، اعتقادی و آداب و رسوم پارسیان است.  
 
   ● تاریخچه
 ایران یکی از قدیمی ترین مکان هایی است که هنر معماری و شهرسازی را آغاز کرد. آثار معماری که در ایران بنا شده دارای یک وجه مشترک است و آن اینکه تداعی کننده روح ملی، اعتقادی و آداب و رسوم پارسیان است. قدمت عمران و آبادانی در ایران به پیشدادیان می رسد؛ زمانی که جمشید جم، هوشنگ، کیومرث، فریدون و دیگران هر یک منشاء خدماتی در این زمینه شدند. بعدها در تاریخ مادها آثار خوبی از خود بر جا می گذاشتند.


در عصر هخامنشی تداوم و تکمیل هنر معماری ایران را توسط این قوم تمدن ساز شاهدیم به علاوه هخامنشیان به دیدگاه ها و قضاوت ملل آن روز اعم از دور یا نزدیک درباره خودشان و آنچه از خود بر جای می گذارند اهمیت فراوان می دادند، بنابراین در ساخت تخت جمشید که شاهکار هنر ایران است از ایده های مختلف، طراحان، کارگران و اقلام سایر ولایات بهره گرفتند که چهره یی جهانی به آن بدهند.

● ساختار معماری
اوج هنر عصر هخامنشی در ساخت، طراحی و معماری تخت جمشید نمایان است. ابزار، مصالح، سنگ ها، مواد به کار رفته و جنس مصالح به کار رفته در ساخت تخت جمشید از آن دورنما و چشم اندازی ساخته است که دیودور سیسلی مورخ یونانی عهد باستان درباره آن گفته است؛ شهری که در زیر آفتاب همانند آن وجود ندارد. مصالح تخت جمشید هرکدام از یکی از سرزمین های تابعه امپراتوری تهیه شد و در شیوه و سبک معماری و مهندسان طراح، کارگران از سبک های آشوری، مصری، یونانی البته کمتر بهره جسته شده و کارگران هم بیشتر از هند و سایر ممالک به کار گرفته می شدند.


معماری آشوری بیش از سایر معماری ها بر ساخت تخت جمشید تاثیر گذاشته است به عبارت دیگر معماران تحت تاثیر آثار نینوا پایتخت دولت آشور بودند. صفه ها، گاو بالدار، پله ها، کنده کاری، نقش برجسته و پاگردها، صورت های درگاه و تندیس های بزرگ در مدخل ورودی بنا از جمله آثاری هستند که متاثر از معماری آشوری ساخته شده اند. با این وصف ساخت ستون ها و سرستون ها مختص هخامنشیان است و از جایی اقتباس نشده است به خصوص سرستون ها و شیارهایی که روی ستون ها تعبیه شده اند.

 Imageهخامنشینان به ستون سازی اهمیت فراوان می دادند. اگرچه در ساخت همین ستون ها هم حضور سبک معماری معابد و آرامگاه های فراعنه مصری را شاهدیم اما پس از فتح مصر توسط کمبوجیه در سال ۵۲۵ ق. م ایرانیان با این سبک های معماری آشنا شدند اگرچه خودشان معبد و محراب نداشتند. به استثناء معبد آناهیتا و مهر. حیواناتی همانند گاو و شیر و نباتات و گل و گیاه نزد هخامنشیان منزلت خاصی داشتند از این رو در سرستون های تخت جمشید نمادهای گاو و شیر دیده می شود و در دست پادشاه به علاوه عصا، گل هم دیده می شود.


در واقع تالار خشایارشاه که در روزهای به خصوصی با شکوه در آن بر تخت می نشست و بار عام می داد و نمایندگان ملل تابعه را می پذیرفت، زیباترین چشم انداز تخت جمشید است.
در ضلع شرقی و غربی دیواره های پله ها نقوش برجسته زیبا و حیرت انگیز سربازان پارسی را مشاهده می کنیم. این سربازان که برای ایران و پارسیان حماسه های جاودانه آفریدند در صفوف منظم با لباس و جنگ افزارهایشان که شامل نیزه بلند پارسی، کمان و زه بر شانه راست و جعبه و تیردان بر پشت آنها است دیده می شوند.

 در رواق شرقی هم نقوش خدمتکاران، ارابه های جنگی، درباریان و نگهبانان کاخ قرار دارند. نمایندگان ملل با هدایای شان در بخش دیگر قابل رویت اند. در واقع تخت جمشید تبلور نمای سیاست ها، اعتقادات و مشی حکومتی، فرهنگی و اجتماعی و نظامی ایران پارسی است. نقوش برجسته شهریار نیز در سه حالت جلوه گر شده است؛ اول در حالت نیایش، دوم جدال با شیر به عنوان سمبل قدرت و سوم نشسته بر تخت. این حالت ها هر کدام بیانگر جایگاه او در فرهنگ و بافت اجتماعی و اعتقادی ایران کهن است.

 شاه نماینده اورمزد مظهر قدرت و جنگندگی و اتحاد ملی و طالب خیر و صفا و رفاه برای بشر خواه پارسی و خواه قومیت های ملل دیگر بوده است.
اگر آرامگاه ساخته دست پارسیان باشد مقابر شاهان هخامنشی که در دل کوه کنده شده ملهم از آرامگاه فراعنه مصر هستند. نقش برجسته های تخت جمشید شباهت فراوان به آثار کشف شده در نینوا دارد اما در طراحی لباس موجود بر تن پیکره ها برخلاف آشوریان، چین و شکن و تاخوردگی دیده می شود.


در هنر ایرانی عصر باستان به خصوص دوره هخامنشی خلاقیت و نوآوری را می بینیم. به عبارت دیگر الگوهای معماری مصر و حتی یونان و دیگر نقاط تحت سلسله هخامنشی تبلور خود را در شاهکار معماری این سلسله یعنی تخت جمشید می یابد. این مساله البته ارتباط مستقیمی با دید فراملیتی مدارا و احترامی دارد که پادشاهان هخامنشی و پارسیان برای اقوام سایر ملل قائل بودند.


سلیقه و عقیده پادشاه در هنر ایرانی تاثیر چشمگیر دارد. در واقع هنرمند پیرو آن چیزی است که پادشاه می خواهد. در تخت جمشید این موضوع نمایان است. این اثر در تامین مصالح مشکل چندانی نداشت. در نزدیکی آن معادنی بزرگ از سنگ های آهکی رگه دار و مرمر در دل کوه قرار داشت و وجود این رگه ها کار برش، تسطیح و هم شکل ساختن و تراش آنها را آسان می کرد. الوارهایی که برای نگهداری سقف استفاده شده از چوب سدر تهیه شده اند.

کنگره های مصنوعی سقف بنا از آشور تقلید شده و پلکان های فراخ و زیبای آنکه مشتمل بر ۱۰۶ پله به عرض ۲۵/۴ سانتی متر است و صفه هایی که تالار صدستون را به کاخ خشایارشاه وصل می کند. پله ها حلقه اتصال صفه هایی هستند که کاخ داریوش و پسرش خشایارشاه بر آن ساخته شده اند.


تخت جمشید در واقع یک مرکز فرهنگی پارسیان بود و بیشتر برای انجام مراسم خاص همانند جشن ها و آیین های ملی به خصوص نوروز مورد استفاده واقع می شد. در نوروز پادشاه هدایای ملل تحت سلطه امپراتوری را دریافت می کرد و استراحتگاه و محل توقف مهمانان و مسافران در حاشیه آن قرار داشت. تخت جمشید صرفاً مقر پادشاهان هخامنشی نبود. این اثر نمادهای فراوانی را در خود دارد. به عبارت دیگر همه چیز تحت تاثیر فرهنگ ایرانی و دنباله رو آن است.

هر فردی که بر تخت جمشید قدم بزند به واسطه چشم انداز زیبا و غرورانگیز آن احساس سربلندی،تواضع و شادمانی می کند. احساسات نیاکانش را از لابه لای ستون ها می شنود. گویی آنها زمزمه یی آشنا را در گوش فرزندان شان نجوا می کنند. در ابتدای تمامی کتیبه های هخامنشی به عنوان تنها اسناد مکتوب و مستند نام اورمزد خدای یکتایی که از جانب آنها پرستش می شد قرار دارد.

 زیرا نزد آنها پایبندی به این اصول و موازین اهمیت داشت. ایرانیان با احداث این بنا می خواستند همت والا، توانایی ها و اندیشه های مادی و معنوی شان را به همگان نشان دهند.
فقدان منابعی که به علل مختلف از بین رفته اند، مانع از آن است که بتوان در مورد فلسفه ساخت آن سخن گفت اما تخت جمشید اثری است که در هیچ جای گیتی همتای خود را سراغ ندارد. همه پادشاهان هخامنشی که از خود اثری در تخت جمشید بر جا گذاشته اند پس از حمد و سپاس اورمزد بشر را به پیروی او و نیکی ها دعوت کرده و به نوعدوستی و صفا و شادی سفارش می کنند.

 داریوش به موازین انسانی و دستگیری از قشر ضعیف بیشتر تاکید می کند. آنها خدایان ساختگی را مطرود می دانند.
تخت جمشید روی سکویی سنگی احداث شده که اطراف آن را ۴۳ دیوار از جنس سنگ های بدون ملات دربرمی گیرد. این سنگ ها به وسیله آهن و سرب به یکدیگر متصل شده اند که ارتفاع آنها در برخی نقاط به ۱۸ متر می رسد. مساحت سکویی که ساختمان تخت جمشید بر آن قرار گرفته ۱۳۵۰۰ مترمربع در ابعاد ۴۵۰ +۳۰۰ متر است و آبراهه زیرزمینی به طول دو کیلومتر هم به دل کوه راه دارد. یونانیان به تخت جمشید، پارسه پولیس، شهر پارسیان می گفتند، اما آشیل در تراژدی پارسیان آن را به نام پرسپتولیس خوانده است. در آثار مورخان قرون اولیه اسلامی از این بنا تعابیر مختلفی شده است.۱

 

Image ▪ کتیبه ها
الواح گلی، پیکره ها و کتیبه های تخت جمشید صرف نظر از آنکه نشان دهنده فهم و دانش و هنر پارسیان است تنها مندرجات معتبر آن دوره هستند. در این آثار شرح کاملی از تاریخ و عوامل سازنده، میزان دستمزدها و هدایای شاهانه به کارگران و معماران قوانین اجتماعی و دینی و بسیاری متون دیگر که فرهنگ اعتقادی ایرانیان را توضیح می دهد، صورت دقیق پرداخت ها، خوار و بار، موادغذایی اعانه و فوق العاده دریافت ها ثبت شده اند.

 وقتی که مردمان سایر سرزمین ها روح بشردوستی، سخاوت و بلندنظری پارسیان را دیدند مجذوب آنها شدند. کتیبه ها این واقعیت را به ما می گویند.۲ پادشاه هدایای هر ملیت را که در نوروز به حضور او آورده می شد فارغ از ارزش کمی و کیفی آن هر چه که بود با گشاده رویی و طیب خاطر می پذیرفت و در عوض هدیه یی مناسب به آنها می داد.

 تبسم خاطری که بر لبان سه مجسمه داریوش، خشایارشاه و دیگر بزرگان پارسی نقش بسته است. پوشش زنان در آثار هخامنشی از یک قاعده که برگرفته از دیدگاه آنان بوده، تبعیت می کند. تصویر برهنه زن را هیچ گاه در این دوره نمی بینیم. در تخت جمشید هم با پوشش مناسب ظاهر شده اند. ملکه که دارای کیاست و زیرکی بود در نبود پادشاه امور کشوری را در دست داشت اما در مجالس مردان حاضر نمی شدند.


به طور کلی از مجموع کاخ های تخت جمشید، آپادانا و تچر توسط داریوش، کاخ هدیش و دروازه ملل و سیله خشایارشاه و بقیه پادشاهان اعم از اردشیر اول و دوم، داریوش دوم و سوم و... هر یک برحسب توانایی های خود به وسعت آن افزودند. دخمه یی ناتمام را در دهانه جنوبی کوه داریوش که مان ساخت.


بدون شک چراغانی کاخ ها در شب و آمد و شد پرشکوه روزانه بر سنگفرش آن و برگزاری آیین ها از تخت جمشید یک فضای رویایی می ساخت. فضایی که هلهله شادی پارسیان و قومیت ها آن را دل انگیز می کرد و تا دورترین سرزمین ها می پیچید و رونق مجالس بزرگان برای حل و فصل مسائل عمومی و سیاسی ایران و امپراتوری تا صبحدم ادامه داشت و به قول هرودوت برای ایرانیان این نشست ها اهمیت فوق العاده داشت.

 


▪ کاخ آپادانا؛
این کاخ جهت پذیرایی از مهمانان ملل تابعه و نمایندگان و برگزاری جشن های ملی همانند نوروز و مهرگان در فضایی مناسب طراحی و بنا شده به طوری که چشم انداز زیبای آن از دور نمایان است. داریوش به نحوه ساخت این کاخ رسمی و تشریفاتی توجه داشته است. تالار اصلی کاخ روی ۷۲ ستون محکم به فاصله ۹ متر از یکدیگر قرار گرفته و دارای سه ایوان است. پلکان شرقی و شمالی و ستون هایی که در نهایت دقت و ظرافت تراشیده شده اند به حدی که در هیچ اثری این همه وسواس به خرج نداده اند.

 

▪ کاخ تچر؛
ویژه فصل زمستان و روی صخره های کوهستانی بالاتر از کفه اصلی تخت جمشید احداث شده و نسبت به آپادانا از دورنمای زیباتری برخوردار است. بخشی از آن توسط اردشیر یکم تکمیل شد. تالار آیینه یی که به سمت تابش خورشید در ضلع شرقی باز می شود به عنوان تالار اصلی و مرکزی محسوب شده که ۱۲ ستون، دو ردیف ۶ تایی و همانند آپادانا ناودانی برای هدایت آب دارد.

 

▪ دروازه ملت ها؛
برای ورود و خوشامدگویی به اقوام نمایندگان و هر مهمانی در هر لباسی که به تخت جمشید می آمد ساخته شد و تداعی گر روحیه فراملیتی پارسیان است.


Image▪ کاخ هدیش؛
هدیش به معنای نشیمن و کوشک به علاوه تالار صدستون، به دستور خشایارشاه و شامل ایوان شمالی است که ۳۶ عدد ستون، در شش ردیف شش تایی دارد. جدال شیر و گاو که روی برخی از دیواره های بنا حک شده نشان از توجه مردم به این دو حیوان دارد. این حیوانات مظهر قدرت، نعمت و باروری بوده اند.

شیر نشان مهر است. در نبردها هم هیچ کدام بر دیگری غلبه ندارد و این به معنای عدم نفرت و چیرگی و خشم در روحیه اقوام ایرانی بوده است. گل نیلوفر هم علامت شادی، صلح و دوستی در دستان پیکره های حک شده پارسی است. یک حوض (سنگ آبه) فراخ در کنار در ورودی آپادانا جهت نگهداری آب های متبرک شده تعبیه کرده اند.


▪ خزانه؛
یک مکان و حفره وسیع کنار تالار صدستون که محل نگهداری اجناس قیمتی، هدایا و اشیا گرانقیمت سلطنتی بود.۳


▪ دخمه شاهان؛
شهریاران هخامنشی و به طور کلی ایرانیان به زندگی پس از مرگ باور راسخ داشتند. به همین علت پادشاهان این سلسله مقبره خودشان را ماندگار کردند. آنها به شکل ظاهری آرامگاه خود اهمیت می دادند.


در دل کوه رحمت مشرف بر تخت جمشید سه نمونه از این مقبره ها به چشم می خورد که به ترتیب با نشان فروهر، تصویری از پادشاه در حال نیایش و کمان در دست تزیین شده اند. اشراف، فرماندهان عالی رتبه و سربازان پارسی در حال احترام و نقش ۲۸ تن از نمایندگان ملل امپراتوری که نقش ها را روی دست نگاه داشته اند مشاهده می شود.

 درون دخمه شمالی دو آرامگاه و دخمه جنوبی شش آرامگاه در دل سنگ کنده شده و دخمه سومی در ضلع جنوبی کوه ناتمام مانده است. احتمالاً بروز اختلافات در اواخر حکومت هخامنشی کار ساخت آن را به وسیله داریوش دوم (که مان) نیمه کاره رها ساخته است. در اینجا هم نمایندگان ملل دیده می شوند منتها نام آنها و نام ملیت شان ذکر شده است.


آبراهه؛ راهروی زیرزمینی فراتر از قد انسان که به راحتی و به حالت ایستاده می تواند در آن قدم بزند، از زیر کاخ آپادانا و سایر ابنیه می گذرد و به درون کوه در ضلع شرقی می رود. این آ براهه برای تخلیه و هدایت آب باران، سیلاب، استحمام، آشپزی و تمامی آب های مورد استفاده در تخت جمشید تعبیه شده است.۴
  
 
   قاسم آخته


پی نوشت ها؛
۱- در این مورد ن. ک تخت جمشید از نگاهی دیگر، حبیب الله پورعبدالله
۲- این کتیبه ها در فاصله سال های ۱۳۱۸- ۱۳۰۹ توسط ارنست هرتسفلد، جرج کامرون، اشمیت و... به دانشگاه شیکاگو منتقل و ترجمه شدند و در خاکبرداری های همان سال ها تمامی آثار ارزشمند به خارج منتقل شدند
۳- کاوشگران اکثر این اشیا را خرد شده یافته اند و معتقدند به دست سربازان مقدونی شکسته شده اند اما برخی هم به دست همین دانشمندان از بین رفته است. تحقیقات شخصی نگارنده از تخت جمشید تابستان ۱۳۸۱
۴- برای آگاهی بیشتر ن.ک شرح اجمالی آثار تخت جمشید، محمدتقی مصطفوی، چاپ تابان ۱۳۳۰  

 آنچه در تخت جمشید خودنمایی می کند قبل از هر چیز، شکوه اقتدار پارسیان است.به علاوه احداث آن در دامنه کوه مهر (رحمت) حائز اهمیت است.