روز عشق ورزی
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: مقالات تاریخی ، ایران شناسی ، خانواده

Imageمراسمی به نام «اسبندی» در بسیاری از نقاط ایران مانند کاشان، محلات، دلیجان، کازرون، اقلید، شاهرود، کرمان، شهر بابک، گناباد، طبس، قوچان و برخی از شهرهای آذربایجان تا چند سال پیش باشکوه فراوان برگزار می شده که اکنون نیز اجزایی از آن باقی مانده است.


با مقایسه اجزای این مراسم با آنچه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه و التفهیم درباره «جشن زنان» یا «مردگیران» یا «سپندار مذ» نوشته، به این نتیجه می توان رسید که مراسم اسبندی نمودی از جشنی باستانی است که نیاکان ما در بزرگداشت زنان برگزار می کردند.


مهم ترین نکته ای که ابوریحان در آثار الباقیه و التفهیم درباره جشن «مردگیران» یا «جشن زنان» بر آن تاکید می کند، هدیه دادن مردان به زنان است. وی در این باره می نویسد: «در زمان گذشته ، این ماه (اسفند) و به ویژه این روز، عید زنان بوده و در این عید مردان به زنان بخشش می نمودند

 و هنوز این رسم در اصفهان و ری و دیگر بلدان باقی مانده و به فارسی مردگیران می گویند»: بقایای این رسم به شکل محدودتری در مراسم اسبندی دیده می شود.


در محلات کسانی که نامزد دارند برای او اسفندی می فرستند که عبارت است از: برنج و روغن و یک قواره پارچه و چند قسم میوه و ظرفی از آش و یک ظرف هم هفت سین.

 در کاشان، نان برنجی، یک بشقاب نقل، یک بشقاب نان قندی، دو عدد ماهی دودی، یک قطعه پارچه گرانبها، چندقسم میوه و گاهی یک سکه طلا که همه را در خوانچه ای می گذاشتند و خوانچه را حمامی محل روی سرش می گذاشت و به خانه عروس می برد. فرستادن اسفندی در آبادی های پیرامون کاشان مانند قمصر، بیدگل، نیاسر، گبرآباد، مرق، سینقان اردهال، نشلج، راوند، آذران، نراق، ریزه و برزک نیز مرسوم است.


در بیدگل، گاهی همراه با «اسفندی» گوسفندی را که با بستن حنا زیبا کرده اند و آینه ای به پیشانی آن بسته اند برای عروس می فرستند.
در دلیجان، خانواده داماد در مجمعه یا سینی بزرگی، مقداری حلوا، میوه، لباس، یک جفت کفش و مقداری نبات که داخل کفش گذاشته شده و موسوم به «تو کفشی» بود به فرد سیدی می دادند تا به خانه عروس ببرد. در برخی مناطق «اسفندی» را روی قاطری می گذاشتند، زنگی به گردن قاطر می بستند و یک نفر در حالی که ساز می زد، آن را به خانه عروس می برد. فرستادن «اسفندی» برای عروس در ایزدخواست آباده، اقلید و کازرون (از شهرهای استان فارس) نیز مرسوم بوده است.


Imageدر اقلید «اسفندی» را درون یک سینی می گذاشتند و روی آن را با پارچه ای نازک می پوشاندند و حمامی یا سلمانی محل آن را به خانه عروس می برد. آنهایی که وضع مالی بهتری دارند یک راس بره پروار که پاهایش را حنا بسته اند، نیز به همراه سینی «اسفندی» می فرستند.


در مراسم «اسفندی» داماد به صورت های دیگر نیز باید به عروس و خانواده اش «خدمت» کند. در دلیجان علاوه بر فرستادن «توکفشی» (اسفندی) داماد موظف بود ۷بار هیزم به خانه نامزد خود ببرد. در برزک کاشان، اگر شب اول اسفند برف ببارد، داماد باید به خانه نامزدش برود و پشت بام خانه آنها را برف روبی کند.


احترام به زنان و بزرگداشت آنها در مراسم «اسفندی» نمودهای دیگری نیز دارد. مثلا در «واران جاسب» از توابع محلات، برای عروسی که تازه به خانه بخت رفته است مراسمی به قرار زیر را بجا میآورند:

سربینه حمام تختی می بندند و مادرشوهر به اتفاق عده زیادی از زنان خانواده، عروس خود را به سربینه می برند و در آنجا عروس را به تخت می نشانند و شیرینی و آجیل جلو مهمان ها می گذارند و بزن و بکوب و شادی راه می اندازند.

 مادرشوهر مقداری آجیل و نقل و حلوا و جوز قند و باسلق توی یک سینی می گذارد و به عروس خودش می دهد و روی او را می بوسد.


آیا این بر تخت نشاندن عروس را نمی توان نمودی از اقتدار زنان و حکومت آنها در این روز، در گذشته های دور، محسوب کرد؟ در برخی آبادی های محلات اگر در شب اسفند، زنی پسر به دنیا بیاورد آن را خوب نمی دانند، اما اگر دختر بزاید آن را به فال نیک می گیرند زیرا معتقدند دختر روزی دار است.


در واران جاسب (از توابع محلات) زنان و به ویژه دختران ، تا چند سال پیش، از فردای شب اسفند، به محلی به نام کوچه «ماروا» می رفتند و در آنجا به انواع و اقسام بازی مشغول و سرگرم می شدند. تاب بازی و بازی دیگری به نام «گذر گذر» ازجمله این سرگرمی ها بود.

ناگفته نماند که در این بازی هیچ مردی شرکت نداشت. به صحرا رفتن دختران نیز رسم بوده است .در برخی از آبادی های کاشان در روز اسفند دخترها دست همدیگر را گرفته و ضمن شعر خواندن به این سو و آن سو می رفتند .در برخی از آبادی های گناباد، مردم معتقدند شب اول اسفند، شب بخت گشایی دختران دم بخت است.


پسران و دختران ، بوته هایی به نام تسو را در پشت بام منزلشان جمع می کنند آن گاه اطراف بوته را با طنابی می بندند و بوته را آتش می زنند. بعد یکی از آنها سر طناب را به دست می گیرد و دور سر خود، شبه آتش گردان می گرداند و اشعاری به زبان محلی می خواند سپس بوته نیمه جان را روی زمین می گذارد و تا زمانی که بوته روشن است از روی آن می پرند و می گویند: زردی ما از تو، سرخی تو از ما. در طبس، اسفندماه را ماه نوروز می نامند.

 در اول اسفند به صحرا می روند، از روی بوته های باقلا می پرند و این شعر را می خوانند: سورمه سیاه بقلی / غم به تو داد بقلی شادیت به ما ده بقلی / زردیم به تو دادم بقلی سبزیت به ما ده بقلی


مراسم ویژه شب و روز «اسفند» به آنچه گفته شد محدود نمی شود. پختن «آش اسفندی» که تهیه و خوردن آن طی آیین خاصی انجام می گیرد، روشن کردن چراغ های خانه از ابتدای غروب و خاموش نکردن آنها تا صبح روز بعد، خواندن افسون هایی برای در امان ماندن از گزند حشرات موذی و مواردی از این دست، ازجمله اجزای مراسم است که اتفاقا همه آنها با آن چه در متون گذشته درباره جشن مردگیران یا جشن زنان آمده است، مطابقت دارد که آگاهانه از شرح آنها در می گذریم.
  
    نویسنده : محمد جعفری (قنواتی)