رفتار کوروش با یهودیان بابل
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: مقالات تاریخی

   

Imageقبل از هر چیز باید وضعیت یهود و خود شهر بابل رو قبل از ورود کوروش بررسی کرد بابل به معنای باب + اِل یعنی در خدا می باشد در بابل پس از بخت النصر که در سال 561 ق.م درگذشت در مدت شش سال سه نفر پادشاهی کردند و در سال 55 ق.م روحایون بابلی یک تاجر را به نام نبونید به شاهی رسانیدند .

می گویند وی علاقه مفرطی به علم آثار عتیقه داشت و در خرابه های معابد قدیمه بابل به امر او کاوشهایی شد و لوحه هایی بیرون آمد .

 بعد از اینکه کوروش بابل را تسخیر کرد ( حال فرق ندارد کدام یک از دو فرضیه را قبول کنیم چراکه بحث ما در اینجا تسخیر بابل نیست و به وقایع پس از تسخیر کار داریم ) . 


   

موافق منابع بابلی ، نبونید مجسمه رب النوع  ( اور ) را به بابل آورده بود و به همین دلیل پیروان بل مردوک که الهه بابل بود از او رنجیده بودند و می گویند یکی از عللی که کوروش توانست بابل را تسخیر کند کمک همین پیروان بوده است .

بهرحال کوروش نسبت به ملت بنی اسرائیل که از زمان بخت النصر در اسارت بودند مهربانی و رافت خاصی ابراز نمود ؛ وی ( کوروش ) ظروف طلا و نقره که بخت النصر از بیت المقدس آورده بود به آنها پس داد و اجازه داد که به فلسطین مراجعت کرده در بیت المقدس معابد قدیم را که آسوری ها خراب کرده بودند تعمیر نمایند و معبد جدیدی بنا نمایند .

فرمانی که کوروش داده بدین مضمون بوده :: کوروش پادشاه پارس چنین می فرماید : یهوه خدای آسمانها جمیع ممالک زمین را به من داده و مرا امر فرموده است که خانه ای برای وی در اورشلیم که در یهود است بنا نمایم . پس کیست از شما از تمامی قوم او که خدایش با وی باشد . او به اورشلیم که در یهود است برود و خانه یهوه که خدای اسرائیل و خدای حقیقی است در اورشلیم بنا نماید الی آخر { کتاب عذرا باب اول } .

 بنا ، بر این اجازه ، چهل و دو هزار نفر اسرائیلی با هفت هزار نفر غلام و کنیز به طرف فلسطین رفته به تجدید بیت المقدس پرداختند . و لیکن بزودی اختلاف شدیدی بین مردمی که در فلسطین مانده و آنهایی که به بابل آمده بودند در گرفت و کوروش صلاح دید ساختن معبد جدید را موقوف به بعد بدارد با این وجود از سخنان پیغمبران بنی اسرائیل پیداست که احترام این ملت به کوروش فوق العاده بوده است .

اشعیاء می گوید :: " خداوند که ولی تو است و تو را از رحم سرشته چنین می گوید :: من یَهُوَه هستم و همه چیز را آفریده ام . درباره اورشلیم می گوید مامور خواهد شد و درباره شهرهای یهودا که بنا خواهد شد .

 و درباره کوروش می گوید که : او شبان من است و تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رسانید . { کتاب اشعیاء باب 44 }

 خداوند می گوید : من دست راست او را گرفتم ، تا به حضور وی امت ها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم ، تا درها را بروی وی باز کنم و دروازه ها را به روی او دیگر بسته نشود .

چنین می گوید که من پیش روی تو خواهم خرامید و جاهای ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین را شکسته ، پشت بندهای آهنین را خواهم برید و گنج های ظلمت و خزاین مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی که من یهوه خدای اسرائیل می باشم و تو را به اسمت خوانده ام 

هنگمی که مرا نشناختی ترا به اسمت خوانده ام و ملقب ساختم . من یهوه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدایی نی . من کمر تو را بستم هنگامی که مرا نشناختی تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند که سوای من احدی نیست { کتاب اشعیاء باب 45 } "

Imageهمچنین کوروش در بابل برای جذب قلوب بابلی ها بیانیه ای داد که عین آن در حفریات بابل به دست آمده و اکنون معروف به استوانه کوروش است . این استوانه از گل پخته است و بر آن  چهل و پنج سطر نوشته اند . کوروش در این بیانیه خود را خادم مرداخ ( مردوک ) رب النوع بزرگ بابلی ها خوانده می گوید بعد از آوردن مجسمه خداهای ( اور "" که در بابلا توضیح آن آمد"" ) به بابل مردوک او را برگزید و او دست کوروش پادشاه انشان را گرفت - او اسم وی را برای سلطنت تمام عالم برد - به اسم  او را طلبید بعد کوروش اضافه می کند " وقتی که من در میان سکوت و آرامش به تین تیر ( همان بابل ) وارد شدم با فریادهای شادی و رور مردم به قصر پادشاهی در آمدم ، بر تخت سلطنت نشستم . "

بر طبق بیانیه فوق کوروش خود را پادشاه انشان معرفی می کند و انشان همانطور که می دانیم همان انزان است که در قدیم پایتخت عیلام بوده و یکی از عللی که وی را پادشاه انزان ( عیلامی ) می داند همان است .

ناصر حاجلو
khatmikhi.persianblog